سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
دینی - بهترین ها

لوگوهای جالب وبلاگ (یکشنبه 11/6/86 ساعت 10:34 صبح)

Ninja!


بهترین لوگو های دنیا در بهترین وبلاگ دنیا



Wizard Animation



gif animation




gif animation




چند داستان پر معنی (شنبه 10/6/86 ساعت 9:13 عصر)


برای دیدن اسامی برندگان روی لینک بالا کلیک کنید .


هدف اصلی وبلاگ مفید بودن برای جامعه است اگر ما مطالب تکراری پخش میکنیم فقط برای این است که مطالب آموزنده بیشتر خوانده شوند (البته با ذکر منبع *)




ثابت کن خدایی هست


مردی به آرایشگاه رفت تا آرایشگر موهایش را کوتاه کند, آرایشگر که مشغول کار شد طبق عادت همیشگی با مشتری شروع به صحبت کرد. درباره موضوعات مختلفی تبادل نظر کردند تا موضوع گفتگو به «خدا» رسید.




آرایشگر گفت: « من ابداً به خدا اعتقاد ندارم.» مشتری پرسید: «چرا اینگونه فکر می کنی و عقیده داری؟»
آرایشگر گفت « کافی است پایت را از اینجا بیرون بگذاری و به خیابان بروی تا دریابی که خدا وجود ندارد به من بگو اگر خدا وجود دارد چرا این همه آدم های مریض در دنیا هست؟ اگر خدا هست وجود این همه کودک آواره, یتیم به چه معنی است؟
اگر خدا هست پس نباید رنج و مشقتی وجود داشته باشد. من نمی توانم تصور کنم خدائی که همه را دوست دارد اجازه دهد این وضعیت ادامه داشته باشد."





مشتری لختی فکر کرد, ولی نخواست جوایش را بدهد مبادا مشاجره ای در بگیرد. بعد از اتمام کار وقتی مشتری آرایشگاه را ترک کرد, درست همان لحظه مردی را با موهای بسیار بلند و ریش های ژولیده و بسیار کثیف دید. مشتری به آریشگاه برگشت و به آرایشگر گفت:" آیا می دانی که در دنیا ابداً آرایشگر وجود ندارد؟» آرایشگر گفت «چگونه چنین ادعائی می کنی, در حالی که من اینجا هستم و همین چند دقیقه پیش موهای ترا اصلاح کرده ام؟»





«نه» مشتری ادامه داد: «آرایشگر وجود ندارد چون اگر وجود داشت آدمی به آن شکل و شمایل با آن موهای بلند و ژولیده وجود نداشت» و اشاره کرد به همان مرد کثیف و ژولیده که حالا داشت از مقابل آرایشگاه عبور می کرد . آرایشگر گفت: «نه, من وجود دارم, چرا آن مرد به پیش من نمی آید؟»






این وبلاگ هیچ وظیفه ای در مقابل این مطالب ندارد ( در صورت توهین دار بودن مطلب به ما خبر دهید)


منبع : http://roshangar.parsiblog.com/


معلّم یک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند. او به آن‌ها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هایى که از آن‌ها بدشان می‌آید، سیب‌زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.




فردا بچه‌ها با کیسه‌هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند. در کیسه بعضی‌ها ٢، بعضی‌ها ٣، بعضی‌ها تا ٥ سیب‌زمینى بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا یک هفته هر کجا که می‌روند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند. روزها به همین ترتیب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب‌زمینی‌‌هاى گندیده.




به علاوه، آن‌هایى که سیب‌زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند. معلّم از بچه‌ها پرسید: «از این که سیب‌زمینی‌ها را با خود یک هفته حمل می‌کردید چه احساسى داشتید؟»




بچه‌ها از این که مجبور بودند سیب‌زمینی‌هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند. آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدم‌هایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می‌دارید و همه جا با خود می‌برید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوى بد سیب‌زمینی‌ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟»
چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟


منبع : http://roshangar.parsiblog.com/


فواید پاره آجر


روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود باسرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت. ناگهان ازبین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.پاره آجر به اتومبیل او برخوردکرد .




مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دیدکه اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و اورا سرزنش کرد.




پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند. پسرک گفت:"اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبورمی کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم. برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم".




مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادرپسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد.




پ ن1: در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوندبرای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف میزند. اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبورمی شود پاره آجربه سمت ما پرتاب کند. این انتخاب خودمان است که گوش کنیم یا نه !


منبع : وبلاگ ( بسیار سفر باید کرد تا پخته شود خامی )



منبع تصویر : http://roshangar.parsiblog.com/





 
  • بازدیدهای این وبلاگ ?
  • امروز: 39 بازدید
    بازدید دیروز: 38
    کل بازدیدها: 56194 بازدید
  • درباره من

  • بهترین ها
    مدیر وبلاگ : مهدی[160]
    نویسندگان وبلاگ :
    معاون نویسنده[0]

    به نام خدا با امید اینکه از این وبلاگ راضی باشید . هدف از وبلاگ نویسی مفید بودن برای جامعه با نویسندگی است و این وبلاگ برای اینکه برای جامعه با نوشته ها مفید باشد و مطالب نوشته شده در آن بتواند در پیشرفت جامعه موثر باشد ساخته شده است این وبلاگ که وبلاگ بهترین ها نام دارد و به بهترین وبلاگ دنیا مشهور است چندین ماه است که برای پیشرفت علمی در تلاش است امید واریم که بتوانیم از طریق وبلاگ ها از اخبار ها و مطالب علمی و تحقیق های دانشجویی مطلع شویم این وبلاگ در موارد بسیاری مینویسد مطالب جالب - مطالب مفید - مطالب دینی و فرهنگی - مطالب علمی - مطالب مفید و منتخب /.
  • فهرست موضوعی یادداشت ها
  • مطالب بایگانی شده
  • اشتراک در خبرنامه
  •  
  • لینک دوستان من
  • صدای پای آب
    هیئت
    عطر حضور
    راهنما
    .:: در کوی بی نشان ها ::.
    آقاشیر
    بیکرانه ها
    سلام
    فطرس
    امروز آفتاب دیگری می تابد
    دیوونه ی تنها
    کسب درآمد اینترنتی
    ای عاشقان روی تو از ذره بیشتر!
    گلهای د نیا
    گل گل دخترها وپسرهای استقلالی
    اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
    آر.پی.جی ‏زن
    وجنات تجری من تحتها الانهار

    « یا مهدی ادرکنی »
    شهدای غریب
    DENIZ
    دفترچه‏ی آبی
    ضحی
    دنیای من پر از عکس و حرف نگفته
    مجله خبری « متین نیوز »
    و خدایی که در این نزدیکیست
    قلم من توتم من است . . .
    رویای ناتمام
    دنیای اس ام اس
    توکا
    بیا با هم تا به دریا برسیم
    خبرگزاری علم و سیاست
    فعلا: از همه جا،از همه چیز

    مثل ستاره...
    مهمان ناخوانده
    آذرعلوم
    پیک گردان
    فاطمه زهرا کوچولو
    یا کوثر به فریادمان برس.................
    شعر و ادب فارسی
    ایده های اخلاقی
    ما هیچ ، ما نگاه
    بسیار سفر باید کرد تا پخته شود خامی
    تشنه لبیک
    چون دلارام می زند شمشیر...............سر ببازیم ورخ نتابیم
    از همه جا خبر
    جهنم ساکت
    انعکاس دل
    باید رفت....
    نیازمندی ها
    جنت دین
    عصر ظهور در عصر نوین
    یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه
    یا مهدی ادرکنی
    مهرنوشته
  • لوگوی دوستان من
  •